مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
دلی به دست خود آوردهام از آن تو باشد سپـردهام به تو سـر تا بر آستان تو باشد جهان من! دل من آمدهست سوی تو اینک به این امید که یک گوشه از جهان تو باشد گـنـاهـکـار کـسی بـیپـنـاه آمـده سـویت بگـو چگـونه بیـاید که در امـان تو باشد چه میشود که بر این دل شبی قدم بگذاری دلی که آمده تا صحن جمکـران تو باشد چه غم اگر که بسوزاندش زمانه کسی را که ازل بلـه گـفـته که در زمـان تو باشد بده زمین و زمان را به دستهام که گفتم بخواهم از تو دعایی که در توان تو باشد چگونه «ناحیهات» را بخواند آنکه ندارد توان مـرثـیـهای را که از زبـان تو باشد سلام بر سر بر نیـزه رفـتهای و سلامی به چشمهای پُر اشکی که دیدگان تو باشد سلام بر تو و بر لحـظهٔ قـیام و قـعـودت چه میشود که دلـم شـاهـد اذان تو باشد چه میشود که بخوانی تو بیتی از غزلم را خـوشا تـرنم شعـری که بر لبان تو باشد |